قربون آقاامام حسین(ع) برم که هنوز ضریحشون واردشهرمون نشده بودبرامون تعطیلی اورد!
2روزه 3شنبه و4شنبه تعطیل شدیم.مگه ماچیمون از پایتخت کمتره که اونا تعطیل بشن و ما نشیم؟؟
ساعت12شب تا2شب رفتم که ضریحو ببینم انقدشلوغ بود کفشامو دروردم پابرهنه رفتم که کفشام ازپام درنیاد تو جمعیت! آخه تو راه لنگه کفشا و کفه کفشای مردمو دیدم که جامونده بودن وسطِ جمعیت.حتی کفش کتونی ها!!یه خانومی منو که دیدپابرهنم فک کرد دنبال کفشم میگردم گفت اون کفشا رو زمین مال توئه!گفتم نه دنبال کفشام نمیگردم.زمین همواربود ولی مامانم گف بیابریم اون طرف خیابون نفسم بالابیاد..پربود سنگ،پاهام سوراخ سوراخ شدن!
خیلی حسِ خوبید داشت:)ولی یه نفرم غش کرد ازشلوغی وکمبود اکسیژن:(
ما به خیالِ اینکه فرداش مدارس بازن برگشتیم که بخوابیم ولی داداشم که تا3شب مونده بود گفت حتی دستشم به ضریح رسیده بود!
صبح که کامل لباس پوشیدم رفتم داداشموگفتم میرسونیم مدرسه؟ گفت تعطیله دیشب خوده فرماندار پیش ضریح گفت مدارس تعطیلن!گفتمش خب نمیتونستی زودتربگی ؟؟ حرصم درومد که دیشبش نموندم:(
کلی مراسم داشتن.مداحم گفت ضریح آقاتونو تنها نذارید بمونید پیشش...کاش میموندم:(( آقاهه میگفت این خاطره رو که ضریح اومده توی شهرتونو نگه داریدو به نسل های آینده بگید منم برای همین اومدم تو وبم ثبتش کنم:)
امروز ضریح شوشتربود الانو دیگه نمیدونم کجاست!
وای خدا هنگ کرده بودم وقتی ضریحو دیدم نمیدونستم چی بگم!! مثلِ حرم های دیگه زیارتش کردم!! تیکه تیکه یادم میومد که این ضریحه و یادم میومد که بگم حرفامو به آقابرسونه:(